تبليغاتX
ریحان سبز

ریحان سبز

آخرین فریب...

گر آخرین فریب تو ، ای زندگی ، نبود
اینک هزار بار ، رها کرده بودمت
زان پیشتر که باز مرا سوی خود کشی
در پیش پای مرگ فدا کرده بودمت
هر بار کز تو خواسته ام بر کنم امید
آغوش گرم خویش برویم گشاده ای
دانسته ام که هر چه کنی جز فریب نیست
اما درین فریب ، فسون ها نهاده ای
در پشت پرده ، هیچ مداری جز این فریب
لیکن هزار جامه بر اندام او کنی
چون از ملال روز و شبت خاطرم گرفت
او را طلب کنی و مرا رام او کنی
روزی نقاب عشق به رخسار او نهی
تا نوری از امید بتابد به خاطرم
روزی غرور شعر و هنر نام او کنی
تا سر بر آفتاب بسایم که شاعرم
در دام این فریب ، بسی دیر مانده ام
دیگر به عذر تازه نبخشم گناه خویش
ای زندگی ، دریخ که چون از تو بگسلم
در آخرین فریب تو جویم پناه خویش
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت   توسط غلامرضا  | 

شادمانی

همیشه کسانی را و چیزهایی را که مرا شادمان می سازند بیاد دارم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت   توسط غلامرضا  | 

نوا

خشک سیم و خشک چوب و خشک پوست

از کجا می آید این آوای دوست ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط غلامرضا  | 

من و ماما و گل سرخ

ببینید :

اینجا یکی از دشت های سرپل است.سرشار از گلهای سرخ و سفید و ارغوانی

امسال سال خوبی و خرمی است.می دانم... میدانی ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت   توسط غلامرضا  | 

بهار با یار خوش است

تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست ....

- نوروز را و بهار را با همه طراوت و زیبایهایش را به شما و همه وطنداران عزیزم تبریک می گویم.

- نمی دانم چرا فکر می کنم هر کسی که نامش نوروز است یک آدم بیکار و الاگشت است ...

از نام نشاندن نوروز بر روی آدمها اصلا خوشم نمی آید.

- خیلی دوست دارم نام پسرم ناصر باشد.شما هم برایم دعا می کنید؟

خدایا در سال نو و همیشه از تو جان جور - وقت خوش و نام نیک می خواهیم... (دعای پدر کلان خدا بیامرزام )

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت   توسط غلامرضا  | 

باتلاق عیقش !

زیاد دست و پا نزن ...!

تو مال منی من مال تو .همین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت   توسط غلامرضا  | 

ای بابا!

این وبلاگ هم حسابی خاک گرفته ها ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت   توسط غلامرضا  | 

بعد از این تا زنده باشم...

 

دیگران سرمست در آغوش جانان خفته اند    آنکه بیدار است هر شب مرغ شبگیر است و من

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت   توسط غلامرضا  | 

کوچ کشی

این هم من هستم فعلا:

www.khanefh.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت   توسط غلامرضا  | 

Come on ...

 

  • هميشگي ترين من لاله نازنين من
                                          بيا که جز به رنگ تو دگر سحر نميشود
    فکر رسيدن به تو فکر رسيدن به من
                                          از تو به خود رسيده ام اين که سفر نميشود
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت   توسط غلامرضا  |